بروکرها چگونه ریسک خود را مدیریت کرده و سودآور هستند؟

192 بازدید

مدیریت ریسک

بسیاری از معامله گران خرد نمی دانند سفارشات آنها چگونه پردازش می شود یا نحوه ساز و کار بروکر ها یا ارائه دهندگان CFD چگونه است.

درس امروز مقدمه‌ای است بر معرفی ساز و کار پشت معاملات خرد در فارکس.

در این درس قصد داریم به معامله گران علاقمند نشان دهیم که بروکر های فارکس چگونه ریسک خود را مدیریت کرده و کسب درآمد می کنند.

فرآیند به انجام رسیدن معاملات همیشه شفاف نیست و سفارشات می توانند به روش‌های متعددی اجرا شوند که در هر روش نیز ریسک‌های مختلف نهفته است.

اگر وقت بگذارید و در خصوص نحوه اجرای سفارش‌ها بیشتر مطالعه کرده و بتوانید ساز و کار آن را درک کنید، می‌توانید بروکر های خوب و بد فارکس را از هم تشخیص دهید و هنگام انتخاب بروکر، تصمیم آگاهانه‌تری بگیرید.

پس شروع کنیم!

 

طرف های مقابل

 

هنگامی که شما سفارش یک معامله را در پلت فرم معاملاتی بروکر خود قرار می دهید و سفارش اجرا می شود یا اصطلاحا “پر می شود”، معامله به کجا می رود؟

معاملاتم کجا می روند

در واقع به هیچ جایی نمی رود.

تعریف بروکر عبارتست از یک واسطه که معامله ای را به نمایندگی از مشتریان خود به انجام می رساند. با این وجود تعریف دیلر یا دلال، شخص یا نهادی است که با استفاده از یک حساب به نام خود اقدام به معامله زدن می کند.

بروکرهای خرد فارکس به نمایندگی از مشتریان خود معامله نمی کنند. بلکه آنها همان دیلر هستند.

یک بروکر خرد فارکس با گرفتن طرف دیگر پوزیشن مشتریانش، به حساب خود معامله می زند.

اصطلاح “بروکر فارکس” در واقع عبارتی برای بازاریابی است زیرا “بروکرهای” خرد فارکس در واقع دلال یا دیلر های خرد فارکس هستند.

به عنوان مثال، تمام بروکر های خرد فارکس که در امریکا روگوله شده اند، رسما “دیلر های خرد ارز خارجی” یا اصطلاحا RFED نام دارند.

پس چرا دیلرهای خرد فارکس خود را “بروکر فارکس” معرفی می کنند؟

شاید چون با کلاس تر است؟ دوستانه تر به نظر می رسد؟

کسی نمی داند.

نکته اصلی این است که اگر بخواهیم تخصصی بگوییم، در حقیقت باید از عبارت “دیلر فارکس” استفاده کنیم.

اما از آنجایی که عبارت “بروکر فارکس” بسیار محبوب است و به دلیل بازاریابی موثر در ذهن همه جا افتاده است، ما نیز همچنان از همین عبارت برای اشاره به “دیلر فارکس” استفاده خواهیم کرد!

تمام سفارش‌ها و معاملاتی که از طریق پلتفرم معاملاتی بروکر شما ارسال می‌شوند، در یک بستر معاملاتی خارجی اجرا نمی‌شوند، بلکه توسط خود بروکر اجرا می‌شوند.

“بروکر” شما طرف دیگر معامله شما را می گیرد.

به چنین حالتی طرف مقابل گویند.

اگر کمی بیشتر فکر کنید متوجه می شوید که اگر می خواهید بخرید، یکی باید به شما بفروشد. و اگر می خواهید بفروشید، کسی باید از شما بخرد.

هر خریدار باید با یک فروشنده جفت شود و بالعکس.

شما به یک طرف مقابل نیاز دارید.

وقتی با یک بروکر معامله می کنید، هم شما و هم «بروکر» پوزیشن های خلاف یا عکس هم را می گیرید.

شما طرف مقابل یکدیگر هستید.

شما طرف مقابل بروکر خود هستید. و بروکر شما طرف مقابل شماست.

این به این معنی است که اگر بخواهید بخرید، بروکر طرف عکس معامله شما را می گیرد و به شما می فروشد.

پوزیشن خرید

همین اتفاق اگر بخواهید بفروشید برعکس می افتد، یعنی بروکر خلاف پوزیشن شما را می گیرد و از شما خرید می کند.

پوزیشن فروش

سفارش شما همچون یک معامله دو طرفه با بروکر شما است. “دوطرفه” فقط یک کلمه تفننی است که فقط به معنای “درگیر شدن دو طرف” است.

همه معاملات خرد در بازار فارکس دو طرفه هستند زیرا “بروکر” شما طرف مقابل تمامی معاملات شما است.

 

مثال 1: یک معامله گر و بروکر

 

برای مثال، اگر شما 100000 پوند/دلار بخرید یا بعبارتی یک پوزیشن “خرید” باز کنید، بروکر شما طرف مقابل معامله شما را می گیرد.

این به این معنی است که او 100000 پوند/دلار را به شما خواهد فروخت یا در مقابل شما یک پوزیشن “فروش” خواهد گرفت.

پوند دلار

از آنجایی که شما اکنون روی پوند/دلار «خرید» دارد، بالقوه در معرض این ریسک هستید که قیمت پوند/دلار کاهش پیدا کرده و در نهایت مجبور شوید پوزیشن خود را با فروش به قیمتی کمتر از قیمتی که آن را خریده اید ببندید. بعبارتی ضرر کنید.

بروکر شما که اکنون روی پوند/دلار «فروش» دارد نیز در معرض این ریسک است. اما برای بروکر، ریسک این است که قیمت پوند/دلار افزایش یابد. اگر GBP/USD همچنان بالا رود، ضرر بروکر بیشتر و بیشتر می شود.

به این ریسک، ریسک بازار گویند.

ریسک بازار، ریسک ضرر در پوزیشنی است که در اثر تغییرات قیمت علیه ما ایجاد می شود.

وقتی معامله ای را با بروکر خود می گیرید، هم شما (معامله گر) و هم بروکر خود را در معرض ریسک بازار قرار می دهید.

همانطور که می بینید، معامله شما هرگز به “بازار” نمی رسد. بلکه تنها در حد یک قرارداد خصوصی بین شما و “بروکر” شما باقی می ماند.

به همین دلیل است که می گوییم بروکر شما واقعا یک بروکر نیست. بلکه فقط دلال یا دیلر است.

اگر یک بروکر واقعی بود، باید یک طرف دیگر را پیدا می کرد تا طرف مقابل معامله شما بگیرد و آنها را با هم مچ کند. به عنوان مثال، اگر می خواهید خرید بگیرید، بروکر باید کسی را پیدا کند که می خواهد بفروشد.

اما بروکر این کار را نمی کند. اگر بخواهید بخرید، این بروکر است که به شما می فروشد.

از آنجایی که یک بروکر خرد فارکس تنها طرف مقابل همه معامله گران (“مشتریان”) خود است، این بدان معنی است که پوزیشن های باز بسییییار زیادی برای جفت ارزهای مختلف دارد.

برای درک بهتر ریسک بازار برای یک جفت ارز، ما باید تمام پوزیشن های برعکسی که بروکر روی آن جفت ارز در برابر معامله گران می گیرد را نیز اضافه کنیم.

 

مثال 2: دو معامله گر و بروکر

 

فرض کنیم که دو معامله گر خانم داریم به نام های: مهسا و آیدا.

هر دوی آنها GBP/USD معامله می کنند، اما نظرات متفاوتی روی جهت آتی قیمت دارند.

مهسا روی GBP/USD خرید دارد، در حالی که آیدا روی GBP/USD فروش دارد.

دو معامله پوند دلار

بروکر طرف مقابل هر معامله را می گیرد.

به یاد داشته باشید، بروکر تنها طرف مقابل تمام معاملات مشتریان خود است.

هر معامله گر به طور مستقیم (“دوطرفه”) فقط و فقط با بروکر خود معامله می کند. معامله گران خرد فارکس با یکدیگر معامله نمی کنند.

حال ببینیم معاملات مهسا و ایدا چگونه بر دفتر حسابداری و معاملات بروکر تأثیر می گذارد.

در یک دفتر معاملاتی که ما آن را به اختصار «دفتر» می نامیم، تمام پوزیشن های باز یک بروکر ثبت می شود.

هر زمان که مشتریان بروکر معامله می کنند، بروکر باید طرف مقابل معامله را بگیرد. چنین چیزی باعث می‌شود دفتر معاملات دائماً تغییر کند و «خالص» پوزیشن های خرید (یا فروش) روی جفت ارزها بالا رود.

بروکر باید به طور مستمر پوزیشن های خرید و فروش خود را ثبت کند و خالص پوزیشن های خود را همیشه بطور دقیق بداند.

به عنوان یک معامله گر، شما نیز “دفتر” خود را دارید. در دفتر شما نیز چیزی ثبت نمی شود جز تمام پوزیشن های باز شما.

پوزیشن خالص بروکر

همانطور که در بالا می بینید، اگرچه مهسا و آیدا هر دو پوزیشن های باز علیه بروکر دارند، اما خالص پوزیشن های بروکر صفر است.

بروکر در مقابل معامله مهسا پوزیشن فروش دارد اما در مقابل معامله آیدا نیز پوزیشن خرید دارد.

این دو معامله یکدیگر را افست می کنند که منجر به حذف ریسک بازار برای بروکر می شود.

با فرض اینکه این دو معامله تمام پوزیشن هایی است که بروکر روی GBP/USD در دفتر خود دارد، ریسک بازار برای او صفر است.

صد البته، بروکر باید پول دربیاورد، بنابراین بسته به اینکه مشتری بخواهد بخرد یا بفروشد، قیمت های متفاوتی را برای هر یک از آنها اعلام می کند. تفاوت بین این دو قیمت را اسپرد گویند.

اسپرد بروکر

در مثال بالا، مهسا GBP/USD را با قیمت 1.2503 خرید زد، یعنی قیمت ask، در حالی که ایدا GBP/USD را به قیمت 1.2500، فروخت که به آن قیمت bid گویند.

این بدان معناست که اسپرد بروکر 3 پیپ یا 0.0003 (1.2503 – 1.2500) بود.

اساسا، بروکر GBP/USD را با قیمت 1.2500 از آیدا خرید و یک طرف را گرفت و GBP/USD را به قیمت بالاتر 1.2503 به مهسا فروخت و اسپرد را به جیب زد.

این اسپرد سود بروکر است که برابر با 30 دلار (0.0003 x 100000) است.

در این مرحله، مهم نیست اگر بازار نوسانات زیادی هم داشته باشد، زیرا خالص پوزیشن های بروکر صفر است، به دلیل معاملات افست، آنها به نوعی بازار را برای خود قفل کرده اند.

به عنوان مثال، مهسا GBP/USD را با قیمت 1.2503 خرید و آیدا GBP/USD را با قیمت 1.2500 فروخت و قیمت فعلی بازار اکنون 1.3100 است.

بیایید سود و زیان بروکر را محاسبه کنیم:

سود و زیان= 100000 (1.2503 – 1.3100) + 100000 (1.3100 – 1.2500)

سود و زیان = -5970 + 6000

سود و زیان = 30

بروکر 30 دلار سود می کند.

بیایید ببینیم اگر قیمت بازار به 1.2900 برسد چه اتفاقی می افتد.

سود و زیان = 100000 (1.2503 – 1.2900) + 100000 (1.2900 – 1.2500)

سود و زیان = -3970 + 4000

سود و زیان = 30

همانطور که می بینید، حتی زمانی که قیمت 200 پیپ ریزش می کند (از 1.3100 به 1.2900) ، از آنجاییکه این دو معامله یکدیگر را افست کردند، بروکر در معرض ریسک بازار قرار نگرفت و سود او همان 30 دلار باقی ماند.

 

مثال 3: چندین معامله گر و بروکر

 

اکنون به جای تنها دو معامله گر، بیایید معامله گران بیشتری را اضافه کنیم.

فرض کنید 1000 معامله‌گر وجود دارد و همه آنها هر کدام 1 لات استاندارد (یا 100000 واحد) پوند/دلار خرید دارند.

بیایید ببینیم اکنون اوضاع دفتر بروکر چگونه خواهد شد.

100 میلیون

اوه!

همانطور که می بینید، خالص پوزیشن های فروش بروکر 100 میلیون واحد پوند/دلار است.

(1000 معامله گر در 100000 واحد = 100000000 واحد)

هیچ معامله‌گر دیگری وجود نداشت که بخواهد روی پوند/دلار فروش بگیرد، بنابراین بروکر قادر به افست کردن هیچ پوزیشنی برای کمک به کاهش خالص پوزیشن های فروش خود نبود.

اینگونه در معرض ریسک بازار قرار گرفتن بسیار خطرناک است.

چقدر خطرناک؟

اگر 1 پیپ افزایش یا کاهش قیمت برای یک لات استاندارد یا یک پوزیشن 100000 واحدی برابر با 10 دلار باشد، این بدان معناست که برای یک پوزیشن 10 میلیونی، هر پیپ افزایش قیمت در GBP/USD ، برابر با 10000 دلار ضرر شناور است.

یکبار دگر: 1 پیپ افزایش = 10000 دلار ضرر شناور.

بنابراین اگر GBP/USD معادل 100 پیپ افزایش یابد، بروکر 1,000,000 دلار در ضرر می رود!

در اصل، اگر بروکر نمی‌خواهد خود را در معرض چنین ریسکی قرار دهد، می‌تواند پذیرش معاملات را متوقف کند، اما این بدان معناست که هیچ یک از مشتریانش دیگر نمی‌توانند پوزیشن بگیرند.

و این چیزی نیست جز آویزان کردن تابلوی “تعطیل” پشت درب فروشگاه آنهم در وسط روز، زمانی که مشتریانش انتظار دارند فروشگاه باز باشد! اگر ناگهان، معامله گران متوجه شوند نمی توانند معاملات جدیدی را در پلت فرم معاملاتی بروکر خود باز کنند، عصبانی می شوند و می گویند ای تو روحت بروکر..

مشتری عصبانی

بنابراین نپذیرفتن معاملات بعید است. بروکر باید “باز” ​​بماند وگرنه مشتریان خود را از دست می دهد. باید به قبول کردن معاملات ادامه دهد.

فرض کنیم که تمام معامله گران معامله خود را پس از 100 پیپ افزایش GBP/USD بسته اند.

سود هر معامله گر برابر با 1000 دلار خواهد بود (100 پیپ در 10 دلار).

و از آنجایی که بروکر طرف مقابل همه 1000 معامله گر بود، ضرر 1000000 دلاری او که شناور بود (1000 دلار در 1000 مشتری) اینک قطعی شده و در دفترش نشسته است.

بعد این سوال پیش میاد…

آیا این بروکر واقعاً یک میلیون دلار دارد که به مشتریان برنده خود پرداخت کند ؟

اگر این کار را انجام ندهد، همراه با یک سری مشتریان بسیار عصبانی، دکانش تخته خواهد شد.

در این سناریو، اگر بروکر سرمایه مذکور را نداشته باشد، یعنی ریسک بازار خود را به درستی مدیریت نکرده است.

قیمت در برابر خالص پوزیشن های بروکر به قدری حرکت کرد که قادر به انجام تعهدات خود در قبال مشتریان و پرداخت سود آنها نبود.

قرار گرفتن بیش از حد بروکر در معرض ریسک بازار، اکنون معامله گران (مشتریان) را در معرض ریسک طرف مقابل قرار داده است.

ریسک طرف مقابل زمانی است که یکی از طرفین نتواند به تعهدات قرارداد خود عمل کند.

در این سناریو، زمانی که معامله‌گران پوزیشن‌های خرید خود را بستند، انتظار داشتند سود خود را دریافت کنند.

اما بروکر ریسک زیادی را متقبل شد و پول کافی برای پرداخت پول آنها را نداشت.

معامله گر ندار

سرتان را درد نیاوریم، القصه بروکر ورشکسته شد.

به همین دلیل مهم است بدانید که بروکر شما چگونه ریسک در طرف دیگر معامله شما را مدیریت می کند.

سه راه وجود دارد که بروکر می تواند از طریق آنها ریسک بازار خود را مدیریت کند:

  1. می تواند معاملات برعکس مشتریان خود را بگیرد و افست کند.
  2. می‌تواند ریسک را به یکی دیگر از شرکت‌کنندگان حاضر در بازار انتقال دهد یا بعبارتی ریسک را “پاس” دهد.
  3. می تواند ریسک را بپذیرد یا بعبارتی “بر دوش خود” گذارد.

ریسک بازار

اینکه چگونه بروکر ریسک بازار را مدیریت می کند مشخص می کند که او چه نوع بروکری است و عملکرد حرفه ای آن چگونه است.

درک چگونگی “ریسک کردن” بروکر شما روی سفارش شما برای موفقیت شما به عنوان یک معامله گر بسیار مهم است.

اگر بروکر شما طرف دیگر سفارش شما را می گیرد و آن را به طرف مقابل در خارج از سیستمش منتقل نمی کند، بروکر شما دارد 100٪ ریسک موجود روی سفارش شما را متقبل می شود.

بنابراین اگر بتوانید بفهمید که بروکر شما چگونه زمانی که معامله برعکس شما را می گیرد ریسک خود را مدیریت می‌کند، خواهید دانست که واقعاً با چه نوع بروکری سروکار دارید و آیا تضاد منافع ممکن است وجود داشته باشد یا خیر.

بیایید کمی بیشتر به روش های مختلف مدیریت ریسک و کسب درآمد بروکر ها بپردازیم.

4.7/5 - (3 امتیاز)
https://irtrader.net/?p=9412
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوک
سید محمد تبادکانی
حدود 15 سال است که در بازار فارکس فعالیت دارم و درآمد اول من هست. معامله گری در فارکس یکی از شغلهای پر ریسک و پر خطر هست که بدون علم و دانش فقط یک قمار سراسر ضرر خواهد بود.
مطالب بیشتر
برچسب ها:

نظرات

0 نظر در مورد بروکرها چگونه ریسک خود را مدیریت کرده و سودآور هستند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.

رتبه بندی بهترین بروکرهای فارکس در سال 1403