در مقاله امروز از مجموعه مقالات معاملهگر ایرانی، صحبت کوتاهی خواهیم داشت با آنان که فکر میکنند داشتن و ثبت معاملات در یک دفترچه معاملاتی سخت است! حتما تا پایان این مقاله با ما همراه باشید.
آنچه سختتر از دفترچه معاملاتی است!!
بله. داشتن و ثبت معاملات در یک دفترچه معاملاتی سخت است، اما از دست دادن سرمایه معاملاتی، شکست خوردن در معاملات فارکس، تسلیم شدن، هرگز به صحنه معاملات باز نگشتن و.. اینها سختتر است.
و بعد هم گوشه ای نشستن و افسوس خوردن به یاد روزهای خوب و شاد گذشته، زمانی که اینترنت و ماهواره در کار نبود و کلا 3 کانال تلویزیونی وجود داشت.
کدامیک را ترجیح میدهید؟
یادداشت کردن معاملات در یک دفترچه معاملاتی شما را وادار میکند که معاملات خود را سیاه و سفید ببینید، نه اینکه صرفاً به حافظه خود تکیه کنید، که در اکثر افراد هم یکی در میان غلط انداز است!
مهمتر از آن، دفترچه معاملاتی به معاملهگر اجازه میدهد تا یک گام به عقب برگردد و معاملات خود را بصورت “خوشهای از معاملات“ ببیند، نه بصورت معاملات تکی و تصادفی!
جان؟ به نظر زیادی کار دارد؟
خوب، اره، اما شعار ما این است: برای چیزی که ارزش بالایی دارد برای دستیابی به آن باید سختی کشید!
داشتن دفترچه معاملاتی مثل چیست؟
داشتن یک دفترچه معاملاتی معادل جلسات تمرینی یک ورزشکار است.
برای یک ورزشکار حرفه ای کاملا طبیعی است که زمان بیشتری را (نسبت به خود مسابقه) صرف تمرین یا آموزش کند.
تیم گروور، مربی مایکل جردن بسکتبالیست افسانه ای میگوید:
مایکل در شب بازی 40 تا 50 امتیاز می گرفت و صبح روز بعد دوباره سر تمرین بود. یک روز مرخصی هم نمیگرفت. سماجت و پشتکار ذهنی او باورنکردنی بود، اما دلیلش این بود که او هر روز از نظر بدنی بسیار آماده بود. یک جمله داشت که همش آن را میگفت: “خیلی سخت تمرین میکنم زیرا میدانم همین تمرین هاست که باعث میشوند بازیها برایم آسان شوند.”
جان وودن، یکی از رکودداران مسابقات قهرمانی بسکتبال مردان NCAA، و یکی از بزرگترین بسکتبالیست های تاریخ بلحاظ ذهنی، یک تمرین بسیار سخت و منظم دو ساعته، 5 روز در هفته، برای یک بازی 40 دقیقهای بسکتبال انجام میداد.
میدانید چقدر زمان میشود؟ بعبارتی برابر است با 10 ساعت (یا 600 دقیقه) تمرین برای 40 دقیقه شرکت در بازی واقعی.
و این تازه تمام ماجرا نیست! او نه تنها این تمرینهای دقیق و پر فشار را انجام می داد، بلکه بعد از اتمام تمارین گزارشی از نحوه و نتایج آنها نیز نزد خود نگه میداشت.
وودن اگر مشکلی داشت که نمیتوانست حل کند، به گزارش تمرینات خود مراجعه میکرد.
به عنوان مثال، اگر پرتابهای ضعیفی داشت، به گزارش تمارین خود که پیش از این یادداشت کرده بود نگاه میکرد تا ببیند چگونه می تواند پرتابهای خود را بهبود بخشد.
حتی در روزگاری که آیفون و گوشی هوشمند وجود نداشت، وودن اهمیت ثبت دقیق لحظات را درک کرده بود!
هرچند نوشتن معاملات در دفترچه معاملاتی آنقدرها هم سخت نیست، اما فرآیندی زمان بر است و نیاز به پشتکار دارد.
خلاصه درس: داشتن یک دفترچه معاملاتی








4 پاسخ
سلام خسته نباشید
ببخشید من ی روش کاری در ذهنمه خواستم نظرتونو دربارش بدونم
“من از ی تاریخ مشخصی مثلا فروردین 1402 11000 دلار سرمایه بذارم تو فارکس
و هرماه به اندازه 6 درصد سرمایه م کسب درامدکنم و اضافه کنم روی 11000دلار تا کم کم این زیاد بشه یعنی ماه های بعدی 6 درصد (جمع سرمایه اولیه با سوده/ضرراش: همون بالانس) رو درنظربگیرم
بطور مثال سال 1403 شده 20850دلار ومن برج آیندشو 6 درصد 20000دلار رو میخوام کار کنم همین طور 6 درصد 6 درصد من از بالانس رو برای درامد درنظر بگیرم بنظرتون چه ایرادایی داره؟ قابل انجام هست یا خیلی سخته این تسک؟
میدونم هیچ قطعیتی در بازارمالی وجود خارجی نداره
و حاضرم برای دستیابی به شش درصد سرمایم 2 الی 2.5 درصد ضرر رو بپذیرم
ی استراتژی یاد گرفتم و شبیه سازی همین هدفمو با ی حساب سنتی یکماهه شروع کردم
سلام دوست گرامی،
از نظر تئوری پلنی که طراحی کردید شدنی هست و مشکلی نداره. هر چند عدد ماهیانه 6 درصد یکمقدار توی این بازار اگر بخواد به طور مداوم باشه زیاد هست، به خصوص در سرمایه های بالا ولی دست نیافتنی نیست. و چیزی که حتما در نظر دارید این هست که به احتمال بسیار زیاد حتما ماهی رو خواهید داشت که به این عدد نرسید و یا حتی منفی بشه برآیند کارتون. شما مهم ترین کارتون اینه که خودتون رو برای چنین شرایطی آماده کنید تا تحت هر شرایطی از پلن مدیریت سرماه ای تون و استراتژی معاملاتیتون طبعیت کنید. اینطوری حتما موفق خواهید شد. حالا اگر این 6 درصد بشه 5 درصد و یا حتی 4 درصد ، باز هم خوب هست.
تشکر
پس کارکردن در ماه رو باید همون بین 2.5درصد منفی تا 6درصد مثبت درنظر بگیرم بهتره
یعنی تا 2.5 درصد بالانسم رفتم تو ضررماه رو میبندم حتی اگر هنوز برج تموم نشده باشه ونهایتا برای برج آینده دنبال پوزیشنهایی با کمترین میزان ریسک باشم مثلا همون 0.01لات
خواهش می کنم دوست گرامی،
البته میزان منفی رو هم بسته به ریسکتون در هر معامله باید مدیریت کنید. اگر در هر معامله 2 درصد ریسک می کنید طبیعتا محدود کردنش به 2.5 درصد منطقی نیست. چون با یک معامله ضرری به محدوده تون میرسید. طوری حد ضرر رو در نظر بگیرید که حداقل اجازه اینکه 3-4 ضرر پشت هم داشته باشید رو بهتون بده.