همچون هر کاری برای داشتن نتایج با کیفیت، نحوه پردازش اطلاعات توسط معامله گران در رسیدن به تبحر در آن حرفه مهم است.
اسکالپرها دنبال این نیستند که اول یک میلیارد عامل و مورد را ارزیابی کنند و بعد تصمیم گیری کنند. آنها باید اطلاعاتی را که در همان لحظه در اختیار دارند پردازش کنند (و بر اساس آن عمل کنند)، الگوهای نموداری را بشناسند و وقتی پوزیشن باز دارند تصمیم بگیرند.
از سوی دیگر، معامله گران پوزیشن، پیش از تصمیم گیری، زمان دارند تا اطلاعات بیشتری را پردازش کنند. آنها می توانند به روند های بازار نگاه کنند، از اندیکاتورهای تکنیکال بیشتری کمک بگیرند و به طور کلی پیش از ورود به معامله، برای سناریوهای بیشتری آماده شوند.
تایم فریم های بالاتر نیاز به بررسی و برنامهریزی بیشتری دارند در حالی که معاملات کوتاهمدت نیاز به سیستمهای سریع تر برای پردازش اطلاعات و اجرای سریعتر سفارشات دارند. اولی به برنامه ریزی متکی است، دومی به “شم و غریزه”.
مشکل از آنجا شروع می شود که معاملهگران می خواهند دو سیستم پردازش اطلاعات را با هم ترکیب کنند. بعبارتی آنها با استفاده از یک مجموعه از پارامترها پوزیشن می گیرند اما با استفاده از اطلاعاتی که برای صورت های دیگر پردازش اطلاعات مناسب تر است، می خواهند آنها را مدیریت می کنند.
برای مثال، یک معاملهگر بلندمدت ممکن است با انتشار یک گزارش اقتصادی از معامله خود خارج شود، در حالی که یک اسکالپر ممکن است مطمئن باشد که روندهای بلندمدت در نهایت قیمت را به نفع او پیش می برند و بدین ترتیب معاملات ضررده خود را نبندد.
معاملهگران اغلب وقتی با این چالش روبرو می شوند که از تایم فریم هایی استفاده میکنند که بین اسکالپ و معاملات پوزیشن قرار می گیرند. در هر صورت، آنها نه تنها باید به تغییرات بازار در جا واکنش نشان دهند، بلکه باید درک کنند که چگونه این تغییرات بر فضای کلی بازار اثر می گذارد.
اساساً، آنها روی تایم فریمی معامله می کنند که به دو نوع تخصص نیاز دارد. غریزه واکنش نشان دادن پیش از تصمیم گیری، اغلب با تمایل به ارزیابی اطلاعات جدید در تضاد است.
به همین دلیل است که برخی از معامله گران به دلیل اینکه نتوانستند سطوح ورودی را پیدا کنند، گرفتن پوزیشن روی یک روند خوب را از دست می دهند، در حالی که برخی دیگر در بدترین فرصت ممکن بر روی روند، پوزیشن خود را می گیرند.
خوشبختانه، حداقل دو راه وجود دارد که میتوانید با اعمال آنها از تداخل تحلیلهای تایم فرمی خود جلوگیری کنید:
تصمیمات نهایی خود را بر اساس فقط یک تایم فریم بگیرید
یکی از راههای جلوگیری از تداخل تحلیلهایتان، مدیریت معامله با استفاده از همان تفکری است که ایده معاملاتی خود را با استفاده از آن گرفتید.
اگر معامله شما بر اساس روند صعودی در نمودار 1 ساعته است، در اینصورت اگر الگو شکسته شد، نباید پوزیشن خود را نگه دارید (حتی اگر معتقدید که این جفت ارز در نهایت به بالا باز می گردد).
به همین ترتیب، با انتشار فقط یک خبر در بازار نباید از معامله سویینگ خود فرار کنید، مگر اینکه رویداد مذکور متحول کننده بازار باشد.
برنامه معاملاتی مفصل تری داشته باشید
یکی از دلایلی که معاملهگران قید برنامههای معاملاتی خود را می زنند این است که آنها اطلاعات جدیدی به دست آوردهاند که آن اطلاعات، ذهنیت ایده معاملاتی اولیه آنها را تضعیف میکند.
معاملهگرانی که از تایم فریم های مختلف سیگنال میگیرند، اغلب اعتماد به برنامه اولیه خود را از دست میدهند و سپس فرمان را در دستان خود میگیرند تا ریسک را به حداقل برسانند.
اگر تحقیقات بیشتری کرده و برنامه معاملاتی مفصل تری برای خود بچینید، در اجرای سفارشات خود اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت.
البته نمیتوانید برای تمام سناریوهایی که ممکن است رخ دهند استراتژی بچینید، اما حداقل میتوانید با توجه به تایم فریم مورد بررسی اولیه خود، نوع رویدادهایی که با معامله شما مرتبط هستند را فهرست کنید.
استفاده از چندین تایم فریم هنوز هم یکی از بهترین راه ها برای پیدا کردن نقطه ورود به معامله است. در بخش اجرای سفارش است که باید مراقب باشید تحلیل های خود را با هم ترکیب نکنید.
مراقب اطلاعاتی که در نظر می گیرید باشید و مطمئن شوید که برای زمان مورد نظر خود آنها را اعمال می کنید.
نظرات
هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.